محمد تقي جعفري
166
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
گرگ يا صياد انسان » تعريف انسان آن ديگرى هم فعاليت جنسى انسان را مورد عشق و علاقهء خود قرار داده ، اگر از وى بپرسيد تعريف انسان چيست خواهد گفت : « انسان موجوديست كه غريزهء جنسى همهء موجوديت او است » بدين ترتيب تاريخ حيات طبيعى ، انسان را براى هر متفكرى يك موجود خاص نمايش مىدهد كه از ديدگاه متفكر ديگر غلط مىباشد . هشت - تاريخ حيات طبيعى انسانها تاكنون كارى كه در بارهء روابط انسانى نموده است ، در اين فرمول خلاصه مىشود : پيوستن يك انسان به انسان ديگر بر ملاك احتياج مادى شخصى و گسيختن آنان از يكديگر بر مبناى سود شخصى نه - تاريخ حيات طبيعى انسانها به خونريزى و حق كشى و دفاع فاسد به افسد قناعت نمىكند . بلكه براى توجيه اين نابكاريها فلسفه هم ميبافد و آن را با يك شكل واقعنما كه در جنگلها ديده مىشود ، با فرمول « دنيا جايگاه تنازع قوى و ضعيف است » بنمايش فلسفى درميآورد ده - هنوز آدمى هدف ديدن خود و وسيله ديدن ديگران را نتوانسته است بمرحله عالى همگان هدف يا همگان وسيله در راه آرمانهاى انسانى يا هر انسانى داراى دو بعد هدفى و وسيله ايست ، تكامل و اعتلاء ببخشد . يازده - اختلالهاى كنشى سيستمهاى زنده [ اين همان دليل تكامل است كه كنرادلورنتس در كتاب هشت گناه بزرگ انسان متمدن مشروحا مورد بررسى قرار داده است ] . دوازده - ويران ساختن محيط زندگى و تبديل مناظر زيباى طبيعت و فضاى حيات بخش زمين به كارخانجات اسلحه سازى و جولان عوامل مرگ انسانها ، به اضافهء صرف با ارزشترين انرژيهاى مغزى و مادى براى تخريب آباديهائى كه تجسمهائى از امواج حيات انسانها آنها را ساخته و پرداخته است و براى ريختن خونهاى فرزندان بنى آدم كه از كانال پستانهاى مادران ، با عواطف الهى در صورت شير از گلوى آنان فرو رفته و به خون تبديل مىشود . سيزده - لا ينحل ماندن معماى مرد و زن و روياروى